دریافت کد بستن راست کلیک در وبلاگ
|
ترانه های من | ||
|
با عرض سلام خدمت شما دوستان عزیز از شما خواهش میکنم که بانظرات خودتون منو راهنمایی کنید باتشکر حبیب 09383635648 :Mobile [ ۱۳٩۱/۱٠/٢۳ ] [ ٩:۱٠ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
با سلام خدمت تمام دوستانی که به این وب سر میزنن و با نظراتشون منو راهنمایی میکنن امشب وقتی به قسمت نظرات دوستان رفتم دیدم یکی از کسانی که به این وب مراجعه کرده بودن به من گفته بودن که وبتو ببند شاعر بودن الکی نیست که هر کسی هر چرتوپرتی نوشت فک کنه شاعره اول از این دوست عزیز خیلی ممنونم که به وبلاگ من سرزده و احتمالا چندتا از شعرهای منو خونده بعدش باید خدمت این دوست عزیزم بگم که من در هیچ جایی از این وبلاگ نکفتم که شاعر هستم چون هنوز خودمو در اون حد نمیبینم فقط چیزایی که خودم مینویسم و از نظر خودم شعر هستنرو توی این وبلاک میزارم و به هیچ عنوان خودمو شاعر نمیدونم .... [ ۱۳٩۱/٢/٢۳ ] [ ٢:۱۳ ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]
همه ساعتارو بشکن تا تلف نشن دقایق با تو پرواز میکنم من مثه کفترای عاشق توی اوج آسمونها می کشم نقش ستاره اسم امروزو میزارم لحظه های بی اراده لحظه ی بودن با تو لحظه های نابه نابه مثل دست گرفتن ماه میون دنیای خوابه
مثل رقص شاپرک ها توی باغ گل میمونه لحظه ای که دست تقدیر مارو پیش هم میشونه دست تقدیرو میبوسم تورو هدیه داده این بار تورو میزارم تو قلبم فک نکن محال این کار بگو اون قلب کوچیکت دیگه از چیزی نترسه تو بزن تکیتو بر من باتو قلب من نترسه
صدتا خورشید اگه باشه ماه من میتابه بازم میون روزای روشن من باتو ستاره بازم توشدی شعر شب دل واسه خوندن دوباره تاابد باتو میمونم فک نکن که این شعاره ناز چشمای قشنگت شده مستیه دل من شک نکن تو باغ قلبم تو شدی حالا گل من [ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱٠:٥٢ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
چه سریه توی حرفات که نشنیده رها میشم توی یک حال روحانی از این دنیا جدا میشم میرم توعالم دیگه خلاص از غصه ها میشم تورو میخواهمت صد عمر که باتو مرحبا میشم نماز شکر می خونم به یاد لحظه های تو تشکر می کنم از عشق دلو کرده برای تو چه رازی خفته تو لحنت که مثل سازمیمونه غم غمخونه ی دلرو مثه آواز می خونه تموم خستگی هامو تو بایک بیت می شوری همین که میگی تایک عمر کنار من تو میمونی چه سری توی حرفات که پخته خام تو میشم من سرگشته ی مجنون چی میشه رام تو میشم تورو می خواهمت انبوه تویی معشوقه ی قلبم منم اون ساحل طردی که تو احساس تو غرقم [ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱٠:٤۸ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
داره میسوزه احساسم میون این تب سوری [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٧ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
سکوت کن تا نشنوم صدای دل خراشتو [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٦ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
تو رو خدا بهم نگو جاده پر از دوراهیه [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٦ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
دردای دلم فراون مثل ماهیا تو آبن [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٥ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
این شعرو واسه خودم گفتم [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٤ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
چندسالیه که رفتی قلب منوشکستی [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳۳ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
نمیشه باور من تو نیستی درکنارم [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳۳ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
[ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳٢ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
رفتی چه بی خبر [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۳۱ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
[ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:٢٩ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
بعد رفتن تو قلبم شاکی شد از آسمونها [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:٢۸ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
[ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:٢٧ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
چه جوری سرکنم بی تو تو این روزای افسرده
میترسم بعد توبازم بشم غمگین ودل مرده
خداحافظ میگم حالا که میری و نمیمونی
برای دستای سردم تو از آتیش نمی خونی
داری میری ازین دوری دعاکن که نمیرم من
بتونم بی توبا یادت تو این غربت بمونم من
تواین غربت هوایی نیست تنم باعطر تومیزیست
دیگه جای من اینجا نیست چون اینجا جای تو خالیست
داری میری که تنهاشم توی بازیه این دنیا
اسیر دست سختیشم تواین شبهای بی فردا
بروبانو تو آزادی برو هرجاکه دوست داری
تو میمونی تویاد من توی شبهای بیداری!!!
الاهی هرکجامیری بمونی توی خوشبختی
تموم خاطرات تو بگیره اوج سرمستی
الاهی که خطرهارو بگیره از سرراهت
همیشه دست خوبیها بگیره دستای نازت
بمون یادم تو تنهایی شبای سخت و بی تابی
به یادتو میمونم من توی شبهای مهتابی [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:٢٠ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
بیا تا در کنار تو بشم دنیایی از قصه رها میشم کنار تو من از بندغم وغصه توبا بودن کنار من دوباره قصه میسازی بگوتاانتهای شب توهم بامن هم اوازی کنار تو اگه باشم میشم تصویر زیبایی میشم زیباترین عاشق بدون بغض و تنهایی بیا تا توی این دریا واسه من ساحلی باشی میون بغض هر موجی صدای همدلی باشی بیا تا آخرجاده که این راهونمیشناسم اگه باشی کنار من به این دنیا نمی بازم چه شوقی داره قلب من برای لحظه یدار تموم ارزوهامو من اون روز میکنم بیدار بیا بشکن سکوتترونزار تنها بمونم باز بدونه توشده گریون حالااین سازواین اواز غروبارومیبینم من باچشمایی که میلرزه که از تنهایی فردا همیشه داره میترسه بیا تا روشنایی رو بیاری باز تواین خونه نباشی کل این خونه توی تاریکی میمونه [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۱٧ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
برونمی خوام بمونی ترانه واسم بخونی
برونمی خوام که زوری کنار من تو بمونی
نمون به پای دل من بروخودت رو رها کن
برای رفتن رو ابرا دوباره پرهاتوواکن
شب سیاه دلم من از این سیاهی گذرکن
باچشم بسته تو ردشو از عشق من تو حذرکن
منم یه ماهی توی حوض توقدیه اسمونی
زمین سخت کویرم برای من کهکشونی
بروتوبا نور خورشید دستای من رو رهاکن
اگه یروزی دلت سوخت برای برای قلبم دعاکن
دعا بکن تا نسوزه دلم با این داغ تازه
اخه کنار توبودن برای من یه نیازه
برو تا ابرای سیاه بباره روی گونه هام
بارغمت رو میکشم همیشه روی شونه هام [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۱٦ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
تونیستی کل این دنیا برام مثل یه زندونه
منم زندونی بند و توای عشقی که بیرونه
تونیستی توی این زندون همه ثانیه هامردن
تمومه دلخوشی هامومیگن که غصه ها بردن
تونیستی پیش من انگار همه دنیا شده تاریک
تونیستی همسفر بامن شده این جاده هاباریک
گدای لحظه های خوش میشم بی تو تو این دنیا
نبود تو زده آتیش به این دنیاواون دنیا ……………………………………… بیابرگردکنارمن دلم داغونه داغونه
تودوری ازنگاه من شدم مثل یه ویرونه
بایادوخاطراته تو دلم باز داره میخونه
تونیستی بی تواین دل وای نمیتونه نمیتونه ……………………………………… هنوزعادت نکرده دل به این دوری وتنهایی
نمی خوادهم نشینشه باز بااین اشکای دریایی
نبود تو توی قلبم مثه یه کوه آتیشه
نمی خوام که وجودمن ازاین عشق تو خالی شه
نبود تو واسه شبهام شده کابوس تنهایی
توای که توشب طوفان شدی فانوس دریایی
تمومه دلخوشی های دل خسته فراری شد
ازاون روزی که پای توبه سمت جاده راهی شد [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۱٤ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
ببار بارون ببار بارون که چشم من تره امشب
ببار اروم ببار اروم دلم تنها تره امشب
ببار خسته شدم ازاین شبهای سرد پرفریاد
ازاین تاریکیه مطلق ازاین شیرین بی فرهاد
تواین شبها تو تنهایی شدم زندونی رویا
شدم افسرده وخسته ازاین امروز و از فردا
تورو کم داره این خونه دلم تنگه نفسهاته
می خوام پیشت بشینم باز دلم درگیر رویاته
ببار بارون ببار بارون به روی این منه مجنون
بزار بااشک تو اشکم بشه پنهون بشه پنهون
دلم میگیره هر لحظه بدونه تو تو این تکرار
ازاین تنهایی من کش که هیچ وقتی نشد انکار
ازاین لبخند مصنوعی از این سرخیه باسیلی
شدم خسته شدم خسته از این مجنون بی لیلی
تواین دنیای دژخیمی تواین روزای نکبت بار
دلم می خواد ببینم باز تورو حتی واسه یک بار
من اینجا توی تنهایی مثه جغدشب کورم
تو خورشیدی و من خاکم ببین از تو چقد دورم
تو دستم دستای تو نیست ببین دستای من تنهاست
از اون روزی که تو رفتی دلم آشوبه و قوقاست [ ۱۳٩٠/٦/۸ ] [ ۱۱:۱۱ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
برای تو
[ ۱۳۸٩/۱۱/۱٥ ] [ ۱٠:٥٩ ق.ظ ] [ حبیب حسینی ]
اشنا اولین ترانه ی منه خیلی دوستش دارم لطفا نظر خودتونو بنویسین(باتشکر حبیب
***(آشنا)***
نزاربشم تنها رها میون شهرسایه ها بیا که از دوری توشیشه ی دل ترک زده بیا که روزگار من به خوبیا لگد زده نبودنت بهونه شد برای مرگ این صدا [ ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ ] [ ٩:۱٥ ب.ظ ] [ حبیب حسینی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||